خدا کاری بکن
دارم از غصه می میرم خدا،کاری بکن این بار
که دستای ظریفش رو تو دستهام حس کنم یک بار
خدا،کاری بکن این بار،خدای مهربون من
زبونم بند اومد ای وای کجا رفت همزبون من
خدا کاری بکن مُردم،خدا اونم دلش تنگه
اگه می گه مهم نیستم با حسش داره می جنگه
اگه می گه تو فکرم نیست؛می خواد بیشتر پیشش باشم
درسته اون ولم کرده،دلیل اشک چشم هاشم
خدا ، کاری بکن اون رفت،ازت میخوام که برگرده
این بار قدرش رو میدونم، اگر چه اون ولم کرده
خدا،بگو که برگرده (۲بار)
خدا،کاری بکن زودباش،خدا اون دیگه تنها نیست
خدا،بهش بگو مُردم چرا عین خیالش نیست
خدای مهربون من دلت میاد که تنها شم
دل عشقم تک و تنها تا کی دلواپسش باشم
خدا،کاری بکن زودباش،خدا صبرم همین قدر بود
بگو حرفهاش رو بخشیدم،بگو گنجایشم کم بود
بگو تقصیر من بوده،بگو حق داره می دونم
بگو به فکر جبرانه،بگو قدرش رو می دونم
بگو دیگه غرورش مُرد،می خواد پیش تو برگرده
بگو سختی این روزها،اون رو از راه بدر کرده
خجالت می کشم از اون بگو چیزی نگه اون رو
خدا ،پا در میونی کن شاید از من خوشش اومد